![]() |
![]() |
|
| ما کذب ال فواد و ما رای (دل انچه را دید دروغ نشمرد!) |
|
ـ سلام ـ ...
سلام کردم اما چیزی نگفتی نمی خواستی از اون اول می گفتی قسم خوردی که پا به پام می مونی از اون لحظه نمی دونم می دونی؟ توکه رفتی همه درا رو بستم؟ ببین کز کردم و یه گوشه نشستم بیا زودتر بیا چیزی نمونده به جون مهربونت بریدم خیلی خستم مرغ عشق خونمون سالهاست نخونده ماه منو خورشید خانم دوباره برده بدو برنامه هاتو زود ردیف کن سراغم رو بگیر بفهم حالم چطوره |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 10:20 توسط فواد ذکایی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فی الجمله اعتماد نکن بر ثبات هیچ ......... کین کارخانه ایست که تغییر می کند
سلام ... لطفا هرگونه کپی برداری با اجازه و درج نام باشد با تشکر فواد |
| پیوندهای روزانه |
|
نوشته های ( فواد ذکایی ) روزنامه اعتماد ملی روزنامه اعتماد جامع ترین سایت ادبی ایران روزنامه کیهان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
|
RSS
|