![]() |
![]() |
|
| یکی بود یکی نبود یکی بود که دیگه نیست یکی بود که زندگیش یکی بود و دیگه نیست |
|
چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ پیمانه چو پر شود چه شیرین وچه تلخ خوش باش که بعد از من وتو ماه بسی از سلغ به غره آید .... از غره به سلخ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:55 توسط فواد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و انچه از يك خاطره باقي مانده
تنفري از هم و تفاهمي در رفتن تو رفتي و من رفتم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
خزان زرد my yahoo 21grams شعر نو عزیز کلهر(پدر شعر وحشت ایران) انجمن عمران دانشگاه ازاد گرگان دکتر ذکایی جبراییل پزشک دهکده انتقال و زهکشی اب دانستنیهای پزشکی بامزی قویترین خرس دنیا |
|
RSS
|